آهای دختر!
آهای... با تو ام!!
با من همراه شو.
آری تو! دخترک ابرو کمانی...
تو که سالهاست می شناسمت
از رنگین کمان چشمهایت
یا بدن اطلسی ات که هر دم در برم رنگ می بازد...
با من همراه شو!
می دانم که لبهایت آشناست با تن ناآشنایم.
در خود جایم ده.
نترس!
دنبال طفلی ام
که تو به من خواهی داد!
طفلی که شبیه اوست.
اویی که دیگر نیست...
با من همراه شو
دخترک مو طلایی!
تو که هیچ وقت نبودی و نیستی.
تو که سالهاست نمی شناسمت...
|
+| نوشته شده توسط
کاوه در دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷
|