انديشه اين پيچيدگی از اونجا شروع شد که دوستی رو بعد مدتها بصورت اتفاقی تو خيابون ديدم.
"سلام ـونی! معلوم هست کجايی؟!!"
خب٬ همونطور که می دونين منظور دوست بنده اين نبوده که دنبال ماتحت بنده بوده و بعد مدتها پيداش کرده! قطعا ميخواسته بگه که خيلی دلش برام تنگ شده و از ديدنم خوشحاله...
حالا فرض کنين تو خيابون دارين میرين و با ماشين جلوئيتون تصادف می کنين و راننده با کمال احترام برميگرده و میگه: "اوهوی ـونی! مگه کوری؟! چه گهی ميخوری؟؟"
مسلما اينجا هم منظور راننده مذکور اين نبوده که دلش برای ما تنگ شده و از تصادفی که باش کرديم خوشحاله!
ممکنه کسی از شما بخواد که برين با فلان بچه ـونی حرف بزنين و ازش بخواين جزوه شو بهتون قرض بده!
منظور شخص اول اين بوده که از شخص صاحب جزوه خوشش نمياد ولی جزوه شو برای امتحان لازم داره٬ و بدينوسيله از شما ميخواد واسطه بشين و اونو ازش بگيرين...
بعضی وقتا هم ممکنه کاری بکنين که يکی حسابی از دستتون شاکی شه و با صدای بلند شما رو ـونی خطاب کنه٬ و ازتون بخواد وايسين تا حالتونو جا بياره!
طبيعتا اگه تو درک اين مساله دچار مشکل بشين و بخواين با يکی از موارد بالا تطبيقش بدين تا منظور گوينده رو بهتر درک کنين٬ p راديان به وضعيت شما اعمال خواهد شد و اونوقت برای فهم اين مساله يه کم ديره!
نکته جالب اينجاست که فرد ـونی رو هيچوقت به همين اسم صدا نمی کنن. شايدم اصلا صدا نکنن! (احتمالم داره بی صدا بکنن!!)
اينجاست که اگه کسی (مثلا يه بيگانه) به زبان شيرين فارسی آشنايی کامل نداشته باشه و تو ايرانم زندگی بکنه با وضعيت دشواری روبرو خواهد شد٬ و نميتونه هم از يه مترجم دائمی برای خودش استفاده کنه چون سرعت عکس العملشو حسابی پايين مياره. تازه اگه خود جناب مترجم با مشکل ترجمه مواجه نشه...
يه راه محافظه کارانه برای اين افراد اينه که تا چنين کلماتی رو با گوشاشون شنیدن پا بذارن به فرار٬ و اصلا فکر نکنن که احتمال داره دل طرف مقابل براشون تنگ شده باشه!
از اونجا که فارسی زبانان ذکور بسيار از اين کلمات در محاوره هاشون استفاده می کنن٬ ميشه نتيجه گرفت که اين افراد دائما بايد در حال فرار باشن و در نهايت بهتره دنبال جای مناسبتری واسه زندگی کردن بگردن!
يه نکته به اين عزيزان توصيه می کنم و اون اينه که هيچوقت از خود طرف مقابل منظورشونو سوال نکنن! چون در اينصورت هر منظوری که داشته باشن٬ حتما کد p رو روشون اعمال خواهند کرد...
|
+| نوشته شده توسط
کاوه در جمعه ۱۲ خرداد ۱۳۸۵
|