سکانس اول (خونه ساعت ۶ صبح):
صدای زنگ موبایل.
از خواب بیدار میشم.
یه چیزی می خورم.
می زنم بیرون. (البته قبلشم یه چیزی تنم می کنم)
سکانس دوم (شرکت ساعت ۸ صبح):
یکی داره عین بز نگام می کنه.
میاد جلو.
- سلام مهندس.
- سلام.
- مهندس؟
- چیه؟ چرا هی پیچ می خوری؟
- دلم درد می کنه. شیکمم گیر داره.
- پدر سگ این حرفا چیه اول صبحی روزمو به گه می کشی؟
- ببخشید مهندس. حالا چیکار کنم؟
- من چمی دونم. بذار این یارو که اومد بگو برات فنر بزنه گیرش وا شه.
- مهندس چاه توالت که نگرفته. شیکمم گیر داره.
- بازم گفت. الدنگ مگه من دکترم؟ اصلا به من چه این چیزا؟
سکانس سوم (اتاق مدیر ساعت ۱۰ صبح):
- قربان این قرارداد ما چی شد؟ یه ماهه دارم کار می کنم ولی وضعیتم هنوز لنگ در هواست.
- مشکلی نیست مهندس. خیالت راحت باشه.
- ولی خیال من ناراحته قربان. چرا این قرارداد (کوفتی) رو محکمش نمی کنین تا منم مثل شما راحت شم؟ لااقل بگین قرارمون پابرجاست یا ممکنه به مرور زمان...؟
- نه مهندس. خیالتون راحت باشه.
میام بیرون. فایده نداره.
سکانس چهارم (محل پروژه ساعت ۱۲ ظهر):
- مهندس؟
- بله؟
- طراحی های فاز ۲ معماری و سازه رو کنترل کردین؟
- بله.
- قابل اجراست؟
- خیر.
- کی مشکلاتش برطرف میشه؟
- هر وقت کامنتهامو دادم.
- خب کی کامنتهاتونو می دین؟
- هر وقت خیالم راحت شد.
- خیالتون کی راحت میشه؟
- هر وقت قراردادم تو دستم بود.
سکانس پنجم (محل پروژه ساعت ۶ بعد از ظهر):
- مهندس؟
- بله؟
- از سفارت اومدن واسه بازدید.
- راهنماییشون کن. ببین چیکار دارن.
- شما نمیاین؟
- نه. کار دارم.
- آخه من که انگلیسی بلد نیستم.
- به مدیرت بگو.
- ایشون که گفتن شما مسوول فنی پروژه اید.
- من نه.
- پس کی؟
- اونی که قراردادش تو دستشه.
سکانس ششم (ساعت ۸ شب تو راه خونه):
دارم با خودم فکر می کنم.
یا من خیلی احمقم یا اونا خیلی بی شعور.
شایدم جفتش. ولی اونا بی شعورترن که منو احمق تر فرض کردن.
تو همین فکرام که می رسم در خونه.
سکانس هفتم (خونه ساعت ۹ شب):
- سلام.
- سلام.
- خسته نباشی.
- مرسی.
- چه خبر؟
- هیچی.
شام می خورم و می خوابم.
سکانس هشتم (فردا ساعت ۶ صبح):
صدای زنگ موبایل.
از خواب بیدار میشم.
یه چیزی می خورم.
می زنم بیرون.
(گفتم که قبلش یه چیزی تنم می کنم)
سکانس نهم (شرکت ساعت ۸ صبح):
کسی عین بز نگام نمی کنه.
سکانس دهم (اتاق مدیر ساعت ۱۰ صبح):
- قربان این قرارداد ما چی شد؟
- مشکلی نیست مهندس. خیالتون راحت باشه.
- بفرمایین قربان. این خدمت شما.
- چی هست؟
- استعفای بنده.
- استعفا برای چی؟ اینجا به شما خیلی احتیاج داریم.
- منم به قراردادم خیلی احتیاج دارم. مشکلی نیست قربان. خیالتون راحت باشه.
|
+| نوشته شده توسط
کاوه در پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۸۶
|