وقتی به دنيا ميای يه ريز ونگ ميزنی. انگار که يکی بدجور بت حال داده!
وقتی ۲ سالت شد يکی ديگه ميکارن بغلت و توجها ميره سمت اون. احساس بدی داری. انگار که بازم يکی بدجور بت حال داده!
وقتی ۶ سالت تموم شد ميفرستنت مدرسه حال کنی!
وقتی ۱۸ ساله شدی آماده دانشگاه ميشی. ولی قبلش بايد کنکور بدی. آخه ميخوان بدجور بت حال بدن!
وقتی ۲۲ سال از عمرت گذشت تازه يه ليسانس داری که واسه هيچکس جز خودت مهم نيست. اينجاست که ميفهمی چقد بت حال دادن!
خصوصا که برای اخذ مدرک بدرد نخورت دائم بايد ساختمون اداری دانشگاهو بالا و پايين بری. انقد بالا و پايينت ميکنن که...
آخه بدجور ميخوان بت حال بدن!
اونوقت ميفرستنت خدمت مقدس که ۲ سالم اونجا بت حال بدن!
وقتی ۲۴ سالت تموم شد بايد بری سر کار تا بت زن بدن. آخه الکی که به کسی حال نميدن!
تا جا بيفتی شده ۳۰ سالت. ديگه حال زن و زندگی نداری ولی بايد ازدواج کنی چون همه ميخوان بدجور بت حال بدن!
تا به خودت بجنبی توله هات به دنيا اومدن. حالا بايد به نق نقاشون گوش بدی و وانمود کنی با داشتنشون حال ميکنی. اونم چجووور!
وقتی پولات واسه اسباب بازی و قاقالیلی خاکستر شد بيشترم حال ميکنی!
بزرگتر که شدن بايد برن مدرسه. يادته ۱۲ سال فقط حال کردی؟ حالا ۱۲ سال بايد پول شهريه و کلاساشونو بدی تا حسابت صاف شه. ميبينی که چقد زندگی باحاله؟
زمان ازدواجشون اين حال به اوج خودش ميرسه. اون موقع احتمالا ۶۰ سالته و دولت با حقوق بازنشستگی داره بت حال ميده!
فکر کنم بعد اينهمه حال کردن ارضا شده باشی!
ولی نه! انگار يه فرشته مهربون وايساده بالا سرت تا حال آخرو بت بده...
جهنم خوش بگذره! ميگن اونجا هم به آدم حال ميدن...
|
+| نوشته شده توسط
کاوه در چهارشنبه 27 اردیبهشت1385
|